جستجويي اهداف جريانى، دراب گِل آلود

 نویسنده: خداداد فقیهی

اصولا ايجاد دولت براي رفاه شهروندي، تامين امنيت عامه، برقراري عدالت اجتماعي و حكومت داري سالم است. اپوزيسيون ناظر بر عملكرد دولت است، تا حكومت به انحراف و بي عدالتي كشانده نشود. با گذشت يك و نيم دهه از نظام مورد حمايت امريكا و متحدانش در افغانستان، كشور هنوز تنور داغ بحران مي باشد. امنيت وجود ندارد، فساد اداري گسترده تر شده است، كشت كوكنار با افزايش رو به رشد ادامه دارد، مشكل بيكاري بيداد مي كند و زنان هنوز در تعامل دولت و جامعه بين المللي جايگاه بايسته ندارند … در اين نوشتار تضادها و رويا روي ها را در دو محور دولت و مخالفان بيرون حكومتي و درون حكومتي به بحث ميگيريم:

حكومت بعد از انتخابات با تركيب نا همگون از دو تيم “تحول” و “اصلاحات” به نام حكومت ” وحدت ملي” زير فشار امريكا و قوت هاي همسو به وجود آمد اين تركيب خود، بجاي كاستن مشكلات آبستن مشكلات در حوزه كابينه و سياست بزرگان داخلي و خارجي شده است. كه هنوز كابينه اي كامل و جامع نداريم؛ مثلا، سياست خارجي كشور با سرپرستي صلاح الدين ” رباني” اداره ميشود كه نه رييس جمهور او را مورد اعتماد خود ميداند و نه او با ملاحظاتِ كه دارد موافق اشرف غني است. با اين رويكرد چگونه ميشود از سياست مدون و همه جانبه اي خارجي بر خور دار بود؟ در شوراي عالي صلح نيز نگاه دو تيم تشكيل دهنده حكومت وحدت ملي در تقابل هم است تا موافق، جريان پيوستن حكمتيار و طولاني شدن زمان آن قبل از آنكه مشكلات دولت باحكمتيار باشد؛ ملاحظات ” تيم اصلاحات ” در نحوه ورود و جايگاه حكمتيار در حكومت وحدت ملي بود كه اكثريت تيم اصلاحات از مخالفان ديرينه ي حزب اسلامي هستند.

امروزه دقيقا حكمتيار تبديل به يك خارچشم و استخواني در گلوي حكومت وحدت ملي است، به خصوص براي اقوام غير پشتون كه هر روز ساز خود را مي نوازد و جالب تر اينكه آقاي حكمتيار در گفتار پسين اش به نقل از خبرگزاري رشد گفته است:”جنگ را ختم کنید تمام کار را امریکا میکند ما را به جان همدیگر می اندازند آنها به هر دو طرف پول میدهد و هر دو طرف را توسط خودشان از بین میبرند.” در تلويزون ژوندون به نقل از خبر گزاري “رشد” و افغان “پيپر ” ميخوانيم كه گفته است، “حکمتیار که سخنانش از تلویزیون ژوندون نشر می شد، تمامی تقصیر را برگردن ایران و روسیه و آمریکا انداخت و پاکستان را برادر خیرخواه خود خواند. گوشه ای از متن صحبت های او: “در جنگ بین طالب و دولت پشتونها کشته می شوند که درست نیست. باید تاجیک ها و هزاره ها کشته شوند.دولت و طالب جنگ خود را ببرند مثلا در مناطق تاجیک نشین هرات تا مردم هرات در بین جنگ کشته شوند.” در كل شورا ي عالي صلح بجاي سود مند بودن براي آوردن صلح يك چالش براي صلح است! نهادهاي امنيتي؛ دفاع، داخله و امنيت ملي .هنوزباسياستهاي حزبي و قومي رهبري ميشود در واقع قوت هاي دفاعي بيلانس و موازنه قدرت قوم و حزب در كشور است.

اگر وزارت دفاع از قومي است  باید وزارت داخله از تبار ديگر باشد. براي سرمايه گذاري و رونق تجارت هر دو رهبر توافق و ديد گاه مشترك ندارند كه اين نابساماني در تقسيم وزارت خانه هاي سكتوري قابل بحث است و مبحث اقتصادي كه در پرتو آن رونق كار و شكوفايي افغانستان مطرح است بايد جداگانه نوشته شود؛ زيرا سرمايه گذاري و انكشاف تجارت مي تواند وطن را متحويل و زيبا كند. دوستم مشكل ديگري در درون حكومت است كه با كنار زدنش امروز ائتلاف نجات را تشكيل داده است؛ هرچند ائتلاف نجات هنوز رسما عملكردي را براي متقاعد كردن خواسته هايش انجام نداده اند و يا بزعمي يك باروي إن غلطيده است! ولي مثلث تكان دهنده براي اشرف غني و عبدالله است. مجلس با كار كردهاي منفي و شايعاتِ مبني بر فساد گسترده در هيأت رييسه و شخص رييس مجلس چالش ديگري بر اوضاع مملكت خصوصا حكومت – قوي – مجريه است.

تكان دهنده است كه رييس جمهور وزاري پشنهادي را تهديد كند كه اگر وارد معامله با اعضاي پارلمان شديد از ليست نامزدي حذف مي شويد! از همه مهم تر تيم ماحول رييس جمهور خيلي پيچيده تر و مبهم تر از همه اثر گذار در سياست جاري كشور است؛ زيرا نگاه بيروني از اين تيم اينست كه آنها مورد حمايت ايالات متحده امريكا و حاميانش هستند و هر اتفاق كه در سياست هاي رييس جمهور مي افتد، از خرد جمعي اين تيم تكنوكرات تراوش مي كند و جامه اي عمل مي پوشد. جذاب تر اينكه باور اكثريت اينست كه محوريت اين تيم حنيف اتمر است كه اگر او نباشد رييس جمهور تنهاست. گمانه ديگر پيرامون اين چهره ي مرموز خصوصا صحبتهاي اخير اقاي اتمر كه در فيسبوك دست به دست مي شود اين است كه او كانديد دوره بعدي رياست جمهوري است در نوشته هاي آقاي توريالي غياثي يكي از ديپلماتهاي كشور كه مرور شود ( گر چند نظر شخص آقاي غياثي اهميت سخنان آقاي اتمر ذكر شده است.)

اما، ديگران سخنان او را كمپاين قبل از وقت موصوف براي انتخابات عنوان كرده اند. انتخاب واليان و تداركات ملي… نيز از مشكلات درون حكومت است كه بيشتر در قبضه اي رييس جمهور است. اما در حوزه مخالفان بيرون حكومتي تنها كرزي است در سايه اي حكومت هراز چند گاه تيري را از چله اي كمان بسوي حكومت و ايالات متحده امريكا پرتاب مي كند و همه اي كوزه و كاسه را بر سر امريكا مي شكند حتي اينكه مي گويد: ما در افغانستان شورشي نداريم . طالبان چهره هاي ناراضي حكومت است بايد با آنها مذاكره و صلح كرد! البته سخنان كرزي از سوي تحليل گران تفسير و تحليل متفاوت مبني بر تشنه گي قدرت، رهبري تباري و غيره ميشود زيرا او در زمان رياست جمهوري خود در هر حال از امريكا و سياست پاكستان ستيزي امريكا دفاع ميكرد ولي در پايان قدرت جاده را عوض كرد و بر امريكا و حكومت تازيد! طالبان و داعش مخالفان ديگر نظام كنوني است كه جز سرنگوني و اخراج قوت هاي خارجي به چيز ديگر قانع نيستند.

در نگاه ديگر ما مخالفان پشت پرده و نامرئى ديگري را داريم كه خطر ناك تر از همه است و يا بي پرده مي شود گفت پاكستان بخواطر مشكلات مرزي و تعيين خطوط جغرافيايي دشمن ديرينه و حامي جدي مخالفان مسلح افغانستان هست كه هنوز سياست امريكا در زمينه روشن نيست و نميشود اطمنان كرد كه آيا واقعا امريكا پاكستان را متقاعد مي كند كه دست ازطالبان و يا كلا مخالفان مسلح افغانستان بر دارد يا خير؟ با توجه به اينكه منافع ملي پاكستان تا حل نشدن خط ديورند سياست حمايت از خوشنت است! در نتيجه با ارزيابي و تحليل از رويا روي و جهت گيري هاي بالا در مي يابيم افغانها- بالاخص حكومت و شخص رييس جمهور با توجه با رويا روي، وعزل و نصب ها در سطح وزراء، مشاورين و در دست گرفتن صلاحيت ها كه آقاي همه كاره او است- استراتيژي جامع و واحد براي حل بحران كشور و آوردن صلح در آن را ندارند .

حركت ها و موقف هاي كه درقالب ائتلاف ها و موضع گيريها طرح و بيان مي شود تلاش براي بر اندازي حكومت محسوب مي شود تا تقلايي براي صلح و اين كار كردها به نفع مردم افغنستان نيست. بايد مخالف و اپوزيسيون بودن در راستاي تعديل حكومت براي رفاه مردم، ثبات و امنيت و عدالت اجتماعي تعريف شود. تلاش شود حكومت مركزي ملي شود و اقتدار يابد. نبايد حركت هاي قومي را بجاي حركت هاي ملي جا بيندازيم. طرح تدوير لويه جرگه عنعنوي و يا ايجاد ائتلاف هاي نابسامان و موقف گيريهاي قومي و غير معقول و توجيهات دولت از نا امني ها و نا رضايتي ها و يا پاسخ ندادن به مطالبات عدالت خواهانه بر پيچدگي اوضاع خواهد افزود. بنا آب را براي منافع خود و بيگانگان گِل آلود نكنيم.


اشتراک گذاري با دوستان :

نظر توسط حساب فيسبوکي شما

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *