عرفانی مردِ مردمی

مطهری

دو سال‌است که در تمام معادلات ملی جایگاه استاد عرفانی(رح) خالی است. قربان‌علی‌عرفانی دوسال قبل بعد از یک عمر مبارزه در سنگرها و جایگاه‌های مختلف، در جوار رحمت حق شتافت و مردم اش را تنها گذاشت. عرفانی یکی از بلند قامتانی بود که از نوجوانی تا جوانی و تا آخرین دم زندگی برای خدا در خدمت مردم‌اش بود. استادعرفانی را تقریبا می‌توان تنها رهبری خواند که به‌صورت واقعی مردمی بود. او با آنکه در تمام مراحل زندگی و از محله و مدرسه تا صحنه های نبرد مسلحانه در فکر مردم بود و برای تغییر مثبت در زندگی مردم‌اش مبارزه کرد، ولی هیچگاه نشد که به مردم منت بگذارد و ادعا کند که من چنین بودم و چنان‌کردم. او میدانست که در ملک خدای زندگی میکند که بر همه اعمال آدم گواه‌است و تاریخ هم قضاوت خواهند کرد که چه کسی خدمت کرد و چه آدمی خیانت. او شرایط امروز را بخوبی درک می کرد و بنا نداشت خودش را هوشیارتر از مردم فرض‌کند و ادعا نماید که شما نمیدانید من میدانم. او میدانست که امروز در عصر انفجار اطلاعات و دهکدۀ جهانی نیاز به رجز خوانی و من من گفتم نیست و یک کودک هم می فهمد که، که چه می کند. لذا به مردم‌اش باور داشت و هیچگاه عقل‌جمعی را دست کم نمی گرفت. اگر بنا باشد صفت و سنتی از این بزرگان یاد بگیریم این مهمترین خصلتی بود که آن مرد خدا داشت و می‌شود از آن پیروی کرد. امروز می بینیم آدم های را که خودشان را ولی‌نعمت مردم می دانند! و ادعاهای دارند که اگر نبود تاریخ؛ فکر می کردی اینان اند که مردم زنده اند، نفس می کشند و روزی می خورند.

حقیقت این است که تاریخ معاصر افغانستان شخصیت ها و فرزانگانی را تجربه کرده است که هرکدام ستارۀ درخشانی در آسمان این کشور است. در این میان استادعرفانی یکی از خوبان و فرزانگانی بود که بحق می شود از او به عنوان مردی که می تواند برای نسل های آینده مان سر مشق و الگوی رفتاری باشد، تعریف کرد. استاد عرفانی از کمترین امکانات موجود و از میان فقر و تنگدستی خودش را در بزرگترین مراکز علمی و سیاسی جان اسلام رسانید و از آن بهره ها برد. روح پرشور و ذایقۀ مبارزاتی استاد عرفانی تنها به علم آموزی و تلمذ اکتفا نکرد و از همان حجره ی مدرسه دست به مبارزات فرهنگی زد و با تاسیس تجمعات و انجمن های صنفی، قومی و ملی در صدد اصلاح جامعه و  اصلاح نظام ناکارامد آن روز پرداخت. نقش استاد عرفانی در جهاد مقدس افغانستان و مخصوصا در عصر مقاومت و همچنین مبارزات فرهنگی آن عزیز در دوران جدید و عصر دموکراسی؛ چیزی نیست که بتوان از آن چشمپوشی کرد و تأ ثیرات آن را در روند دولت سازی و ملت سازی نادیده گرفت. استادعرفانی هیچگاه علاقه نداشت که تظاهر کند و از خود بگوید، او غرق در منافع مردم بود و همیشه سعی می کرد سلامت و رضایت مردمش را داشته باشد. بدین جهت بود که بخشی بزرگی از فعالیت های او مکتوم و دور از انظار جامعه قرار گرفته است. او دردی بزرگی به سینه داشت و همیشه می دیدیم که چگونه مثل مادر جوان مرده از درد تبعیض و نارواداری های که در حق مردمش روا داشته می شد، به خود می پیچید و از آن شدیدا رنج میبرد. او حقی بزرگی به گردن مردم و نسل جوان کشور دارد و در هر نقطه و قله ی که مبارزات فرهنگی و نظامی علیه اشغالگران و بیدادگران و علیه ظلم و تبعیض وجود داشت، نقش پای استاد عرفانی دیده می شود.

امروز لازم است تا بار دیگر اندیشه و خواسته های او را بازخوانی کنیم و بدان پایبند باشیم. به یاد بیاوریم که استاد عرفانی با پای پیاده کوه و دشت و دمن کشور را می پیمود تا وحدتی بیاورد و همگرایی بیافریند. وحدتی که او با خون جگر تاسیس کرده بود تا آخر عمر از آن حراست کرد و برای این وحدت میسوخت. امروز در روزگاری که شرایط نسبت به گذشته بس پیچیده و بحرانی شده است و صدای پای تروریزم و دهشت افگنان در پشت دروزاه های کشور شنیده می شود، ‌بسیار نیازست تا بار دیگر مردم فارغ از همه تعلقات و ذایقه ها وحدت کنند و به ریسمان محکم الهی وحدت چنگ بزنند. استاد عرفانی معمار وحدت بود و امروز نیز همان طرح استادعرفانی یعنی وحدت و همگرایی و همدلی میتواند ناجی ملت بحران زدۀ افغانستان شود.

دومین سالگرد ارتحال آن مردِ مردمی و معماروحدت را گرامی میداریم.


اشتراک گذاري با دوستان :

نظر توسط حساب فيسبوکي شما

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *