زبان فارسى و درى يك زبان است

 نویسنده : داکتر سید محمد علی جاوید

قسمت اول:

در اين روزها يكبار ديگر، بحث ها روى زبان پارسى و درى مى چرخد و عده اى اصرار دارند كه زبان فارسى غير از زبان درى است، پس بايد بايد پرسيد: زبان گفتارى و نوشتارى اكثر مردم افغانستان درى است يا فار سى ؟. ما در اين مورد، مطالبى مى نويسيم و قضاوت را به خوانندگان محترم مى گذاريم.

آيا درى و فارسى دو زبان است ؟.

تا تصويب قانون اساسى افغانستان در سال ١٣٤٣ شمسى، زبان گفتارى و ديوانى (به جز زبان پشتو و ازبكى و امثال آنها) به نام زبان فارسى ياد مى گرديد. در كتاب هاى مكاتب دولتى نيز كتابى به نام” مضمون فارسى ” در مكاتب تدريس مى گرديد و عامه ى مردم اكثراً لفظ “درى” را نشنيده بودند و سخن خود را فارسى مى ناميدند. براى نخستين بار در قانون اساسى افغانستان در سال ١٣٤٣ زبان فارسى را طرد كرده به جاى آن زبان درى را يكى از دو زبان رسمى كشور به تصويب رساندند. در فصل اول، ماده سوم آمده بود : “از جمله زبان هاى افغانستان، پشتو و درى زبان هاى رسمى مى باشد”. از اينكه چرا افغانها از پارسى دورى گزيده و ” درى ” را جانشين آن ساختند، چيزى نمى گوييم و فقط اشاره مى كنيم كه اين تبديل و تغيير تنها انگيزه هاى سياسى و تاريخى داشته است و بس.
لازم به ياد دهانى است كه آنچه اغلب مردم ايران، افغانستان، تاجكستان، سمرقند، بخارا، و در گذشته ها ازشبه قاره ى هند تا عراق عرب و آناطولى، بدان سخن مى زدند، به دو نام “پارسى” و “درى” ياد مى گرديد. اما در چند دهه ى اخير، افغانى ها زبان خود را درى و ايرانى ها فارسى و تاجكستانى ها تاجيكى مى نامند. با قطعيت مى توان گفت: اينكه سه كشور مذكور، نام هاى خاصى را براى زبان پارسى -درى در سه حوزه ى پارسيگوى، در انحصار خود گرفته اند، جز عصبيت تنگ و ناسيوناليستى كور دليل ديگرى ندارد. در واقع افغانى ها و ايرانى ها و تاجيك ها با يك زبان و اما لهجه هاى مختلف و كمى واژه هاى متفاوت گپ مى زنند. واينگونه تفاوت ها را مى توان در افغانستان بين لهجه ى كابلى و هراتى و هزاره گى و در ايران ميان لهجه ى مشهدى، و تهرانى، و شيرازى و در تاجكستان و ازبكستان در لهجه سُغدى و ختلانى، وسمرقندى و بخارايى، به وضوح مشاهده نمود ولى در واقع همه، لهجه هاى يك زبان هستند. البته نام گزارى لهجه فارسى در تاجكستان به نام “تاجيكى” بر مى گردد به دوران اشغال اين كشور توسط اتحاد جماهير شوروى. و قبل از آن تاجيك هاهم زبان خود را پارسى مى ناميدند. اما نام گذارى اين زبان به “درى” و “فارسى (پارسى )” ريشه در پيشتر از هزار سال دارد. حكيم ناصر خسرو بلخى قباديانى مى گويد:

من آنم كه در پاى خوكان نريزم
مر اين قيمتى دُرّ لفظ درى را

فرخى سيستانى شاعر در بار سلطان محمود غزنوى سروده است:

اندر عرب،دٓرِ عربى گويى او گشاد
او باز كرد پارسيان را دٓرِ درى.

حافظ گفته است:

ز نظم دلكش حافظ كسى شود آگاه
كه لطف طبع و سخن گفتن درى داند

حكيم فردوسى بيش از هزار سال پيش در شاهنامه گفته است:

بفرمود تا پارسى درى
نبشتند و كوتاه شد داورى

و نيز حافظ اشعار خود را پارسى مى نامد. آنجا كه مى گويد:

شكر شكن شوند همه طوطيان هند
زين قند پارسى كه به بنگاله مى رود.

كمتر از شاعران قديم را مى توان يافت كه اشعار خود را گاه پارسى و گاه درى نگفته باشند. اما در وجه تسميه ى پارسى و درى اختلاف نظرهاى ژرفى وجود دارد. بعضى زبان پارسى را منسوب به پارس (ايران كنونى) مى دانند و نويسندگان ميهن دوست ايرانى مى كوشند همين نظريه را به اثبات برسانند. وبرخى ديگر از نويسندگان ايرانى چون مرحوم دهخدا و ديگران، خاستگاه زبان پارسى – درى كنونى را در شرق ايران كنونى به ويژه بلخ باستان مى دانند. گويا وجه تسميه ى زبان پارسى انتساب آن به پارت ها(پرثو ها) يا اشكانيان مى باشد كه پس از انقراض امپراتورى هخامنشى در حوالى خراسان بزرگ حكومتى تشكيل كردند و زبان آنها به نام “پهلوى” و “پارتى” ( يا پارثى) ياد مى گرديد و به مرور زمان به پارسى تلفظ گرديد و پس از تسلط مسلمانان عرب در حوزه ى زبان پارسى آن را فارسى تلفظ كردند. اما اينكه چرا زبان پارسى را درى هم مى گويند، باز هم نظرات و گمانه زنى هاى فراوانى موجود است. بعضى آن را زبان در بار شاهان مى دانند (به ويژه شاهان پارس- ايران كنونى) كه اكثر نويسندگان محترم ايرانى مى كوشند همين نظر را اثبات كنند و به همين جهت درى مى خوانند. يعنى: زبان در بارى. و برخى هم آن را زبان دهارى كه بعد از تسلط مسلمانان به تخارى تصحيف گرديد به حساب آورده اصل آنرا دهارى دانسته اند. دهار ها قومى بودند كه بعداً به تخار ها ياد شدند و تخارستان مسكن آنان بوده و شامل ولايات بغلان، قندوز، وتخار فعلى افغانستان بوده است. بنا بر اين نظريه، “دهارى” با گذشت زمان به درى تحول يافته است. اگر اين نظر درست باشد، بايد منشأ پيدايش زبان درى را در حوالى تخارستان و كوه پايه هاى هندو كش جستجو كرد. و بعضى هم زبان درى را به دره نسبت داده اند و معتقدند كه چون اين زبان از دره هاى بلخستان و تخارستان پديد آمده است، به نام درى ياد مى گردد. همانگونه كه كبك هاى دره ها را كبك درى مى گويند. هرچه باشد زبان پارسى – درى، از شرق ايران كنونى مثل افغانستان و ما وراء النهر بر خاسته و رشد و بالندگى يافته است و تقارب و تقارن چندانى با پارسى كهن كه هخامنشيان بدان سخن مى زدند، ندارد. به همين جهت است كه نخستين شعراى پارسى گوى مثل حنظله ى بادغيسى، محمد بن وصيف سكزى، رابعهء بلخى، عنصرى بلخى و رودكى سمرقندى، از مشرق ايران كنونى و از افغانستات و ازبكستان حاليه بر خاستند و اشعار پارسى- درى، سرودند. در آن زمان يعنى اوايل قرن سوم هجرى تا اوسط آن، از حوزه اى كه اينك به نام ايران ياد مى شود، كسى به زبان درى- فارسى، شعرى نسروده بود.

ادامه دارد…


اشتراک گذاري با دوستان :

نظر توسط حساب فيسبوکي شما

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *