نگاهى مختصر به آئين هندو

هندوئیسم، هندوگرایی یا آئین هندو و یا هندوتوا، دین هندو

نویسنده: سید محمد علی جاوید

مقدمه

       سايت “تالارهاى گفتمان پيروان موعود” مرور كوتاهى بر آئين هندو نموده چنين مى نويسد:”در این گردآوری مطالب سعی شده با استفاده از مقالات و کتب موجود در زمینه شناخت هندوئیسم، هندوگرایی یا آئین هندو و یا هندوتوا، دین هندو گامی هرچند کوتاه برداشته شود.

“هندو” در لغت

       واژه “هندو” از واژه سانسكريت “سِنْد” و يا “سندو” (Sindhu) گرفته شده است.”سند” نام رودخانه‌اى در ديار هند است. پاسيان در پنج قرن پيش از ميلاد، هندوها را به واسطه زندگى در كنار رودخانه سند، “سندو” خواندند كه به تدريج، اين نام به “هندو” تغيير شكل يافت، تاآنجا كه هندوان نيز خود را با اين نام مى ‌خوانند. البته اهالى هند سرزمين خود را “بهارته” مي‌نامند.

دوران‌هاى آيين هندو

      بررسى ديدگاه هندوها نسبت به خدا در طول تاريخ پرفراز و نشيب اين قوم، دچار تغييرات و تحوّلات گوناگونى بوده است. از اين‌رو، براى درك صحيح اين مطلب، به ناچار بايد نگاهى گذرا به دوران‌هاى مختلف اين آيين داشته باشيم و در طى اين مسير، رويكردهاى گوناگونى را كه نسبت به اين حقيقت در اين آيين روى داده است، به نظاره بنشينيم. دوران‌هاى آيين هندو عبارتند از:

١- دوره آيين ‌هندوى پيش تاريخ (٤٠٠٠ سال ق، م، تا ١٥٠٠ ق، م،).

٢- دوران دين ودايى (١٥٠٠ سال ق، م، تا ٥٠٠ سال ق، م،).

 الف: ورود آريايى‌ها؛

ب: دوران برهمائيزم؛

٢٨١

ج: دوران اوپانيشادها.

٣- آيين باستانى هندو (٥٠٠ سال ق، م، تا ٥٠٠ م،)

٤-  آيين ميانه (٥٠٠ م، تا ١٨٠٠م،).

٥- دوران معاصر (١٨٠٠ م، به بعد).

١-  آيين هندوى پيش تاريخ

     در سال ١٩١٧ ميلادى يك باستان‌شناس هندى در محلى به نام “مهونجودارو”  (Mohenjodaro) (تپه مردگان) دردرّه لركنه (Larkana)در سند، چاقويى باستانى پيدا كرد. با حفارى ‌هايى كه در سال ١٩٢٢ م، شد، چند مهر سنگى، همانند آنهايى كه در جاى ديگرى به نام “هرپا” (Harapa) پيدا شده بودند،به دست آمد. حفارى هاى ديگر دليل روشن‌ترى درباره زندگى اجتماعى و با برنامه شهرهايى كه دست‌كم تاريخ آنها به ٢٥٠٠ سال قبل از ميلاد مى رسيد، به دست آمد.

      كاوش‌هاى باستان‌شناسان و كشف سكّه‌ ها، مُهرها و پيكره‌هاى گوناگون نشان داد: مردمان هند در آن دوران ـ يعنى گروهى كه با نام ‘دِراويدى” (Dravidian) شناخته مى شدند و در فاصله ى سال‌هاى ٤٠٠٠ تا ٢٥٠٠ سال  قبل از ميلاد به آن سرزمين راه يافته بودند ـ خالق تمدّنى درخشان بودند كه در دره “ايندوس” (Indus) و شهرهاى بزرگ “هرپه” و”مهنجودارو” شكل گرفت. از اين تمدّن تاكنون آثار نوشته شده‌اى يافته نشده است، اما بقاياى باستانى اين دو شهر، از آيين دراويدى، كه به نوعى خاستگاه خدايان و كيش بعدى هند است، سخن مى ‌گويد.

      ديدگاه اين افراد درباره خدا قابل توجه است؛ در يك تحليل ساده، اين افراد با زندگى كشاورزى روزگار مى ‌گذراندند. از اين‌رو، خدايانى را نيايش مى ‌كردند كه به گونه‌اى با بارورى و حاصل‌خيزى پيوند داشتند. در اين كيش، دو عنصر اساسى مورد توجه قرار مى‌گرفت:

نخست نيايش آلت نرينگى كه نمونه‌هايى از آثار آن در مهره اى يافت شده در “هرپه” ديده مى ‌شود و نشان‌دهنده و خدايى چهار زانو نشسته است كه شاخ “ورزاو” نمادجهاني بارورسازى را بر سر نهاده است.

٢٨٢

 دوم كيش توجه به خداى بانوى مادر، كه نمونه‌هاى يافت شده ى آن در “هرپه” آن را تأييد مى ‌كند؛ و از اين شمار مهرهايى است كه تصاوير آن نشان‌دهنده رويش گياه از رحم خدايى ماده يا خدا بانويى عريان است كه در برابر او، انسان را قربانى مى ‌كنند.

       در اين دوران، تكريم گياهان و جانورانِ خاصى رواج داشت؛ يعنى: نوعى توتم ‌پرستي (Totemism)و فيتشيسم (Fitishism)نيز ديده مي‌شود. لازم به ذكر است كه اين فرهنگ و آيين پيش از هجوم آرياييان، در سرزمين هند وجود داشت و ـ همان‌گونه كه اشاره شد ـ در عقايد افراد بعدي ساكن آن سرزمين، نقش داشت. به طور كلى، مى ‌توانگفت: اين افراد به نوعى طبيعت ‌پرستى همّت گماشته و نمادهاى طبيعى را براى پرستش خود برگزيده بودند. شايان ذكر است كه در اين دوران، نمادهايى كه حاكى از بارورى و تكثير تلقّى مى ‌شدند (همانند نمادهاي احليلى = آلت نرينگي و مادينگي) از اهميت ويژه‌اى برخوردار بودند و پيكره‌ ها و تماثيل و مُهرهاي موجود از اين حقيقت حكايت دارند.

٢١ دين ودايى از ١٥٠٠ تا ٥٠٠ سال قبل از ميلاد.

     از ١٧٠٠ سال قبل از ميلاد، آرياييان، فاتحان جديد سرزمين هند، تمدّن دره “ايندوس” را نابود كردند و با خود، دين و آيينى آوردند كه قريب هزار سال در اين سرزمين غالب بود. آرياييان به دليل جنگاورى و مهارت‌هاى رزمى كه داشتند، بوميان آن ديار را مغلوب ساختند و فرهگ و تمدّنى ديگر در آن ديار حاكم گردانيدند، و اين آغازى بود بر دوران ودايى در سرزمين هند. دوره دين ودايى خود به سه مرحله خُرد تقسيم مى شود كه بررسى ديدگاه‌هاى مردم در اين مراحل، در ترسيم ديدگاه اين افراد راجع به خدا مؤثر است. بدين‌روى، به جاست اين سه مرحله را با دقت بيشترى مورد نظر قرار دهيم:

الف: ورودآريايي‌ها:

      آريايى ها به دلايلى، مجبور به مهاجرت از سيبرى روسيه شدند. آنها نخست به دو گروه تقسيم شدند: گروهى به سوى اروپا و گروهى به سوي آسيا حركت كردند.

٢٨٣

گروه آسيايى در افغانستان انشعاب يافت و به دو گروه ديگر تقسيم شد: عده‌اى به طرف ايران و عده اى به طرف هندوستان رفتند.

مذهب هندو:

       آیین هندو،قدیمی‌ترین و کهن‌ترین مذهب زنده جهان است و اکنون بالغ بر ۹۰۰ میلیون هندو از آن پیروی می‌کنند. مذهب هندو، مکتبی ماورای طبیعی است و اجازه نمی‌دهد که پیروانش فقط به دنیا یا آخرت دلخوش کنند. زیرا مذهب هندو هدف بزرگتری را دنبال می‌کند و آن دست‌ یابی به حقیقت زندگی است. منظور اصلی آیین هندو آن است که هر هندوی واقعی بتواند به حقیقت مطلق که برهمن نام دارد، متصل شود. این حقیقت عبارت است از روحی ابدی که برتر و بالاتر از هرگونه علت و معلول و زمان و مکان است.

شناخت آئین های ودا، برهمن (هندو)

      سايت “پايگاه جامع اديان و فِرَق اديان و مذاهب” مى نويسد:”شبه معنویت های نو ظهور شرقی از دل آئین های قدیمی چینی و هندی برآمده و مهم ترین بستر و مرجع فرقه های نو ظهور ادیان هندی هستند .

خدای هندو

 آئین ودا

       ابتدای ظهور آئین های هندی به مهاجرت اقوام آریایی از آسیای میانه به هند باز می گردد این مهاجرت درمیانه هزاره دوم قبل از میلاد رخ داد و در پی آن گروه هایی از اقوام آریایی به ایران ،هند و اروپا سرازیر شدند و به همراه خود آداب و رسوم و عقاید خویش را نیز منتقل نمودند . برخی از نویسندگان تاریخ ادیان، وجود عناصر مشترك اعتقادی بین زرتشت وهندوئیزم را به دلیل همین  یگانگی منشأ قومی  دانسته اند”[تاریخ جامع ادیان جان بی ناس ص ١٣٣].

       مهاجرت یاد شده عقیده ى چند گانه پرستی ،اعتقاد به قربانی برای خدایان ، و رواج سرودهای مذهبی را با خود به همراه آورد. ترکیب این عقاید با اعتقادات سنتی

٢٨٤

مردم هندی الاصل که “دراویدی” نام داشتندباعث ایجاد آئین “ودائی” گشت. دراویدی ها مردمی  سیه چرده ، با موی مجعد بودند واز سطح  پایین تری  از فرهنگ وتكنـولوژی نسبت به آریاییان برخوردار بودند هنوز بخش هایی از آنان درجنگل های جنوب و مركز هند به حالت ابتدایی زندگی می كنند. باید دانست كه آثار مكتوبی از “دراویدیان”  نمانده تا بتوان درباره عقاید آنان قضاوت  دقیقی نمود.[جان بی ناس- ص ١٢٣].

       سروده های یاد شده  به تدریج درقالب بیان های مقدسی تحت عنوان “ودا” درآمد وپس از چند قرن از حالت شفاهی به صورت مخطوط و مکتوب تبدیل شد و در پی آن مذهب “ودائی” حول آن “نظام یافت .کتاب وداها  شامل اشعار،اوراد دینی ، داستانها،اوراد جادو و…بود. معتقدان به آئین ودائی اعتقاد به  قوای متعددی  درطبیعت داشتند وبرای هریک از این قوا خدائی رادر نظر داشتند و آن را مورد پرستش قرار می دادند . آنها برخلاف یونانیان باستان یک خدای حاکم بر بقیه (رب الارباب)نداشتند با این حال در رأ س همه خدایان ٣ خدا از بقیه مشهورتر ومطرح تر بود که عبارت بودند از:

١- دایوس پیتار؛،پدر آسمانی.

٢- پریتوی ماتار؛ خدای زمین (خدای مادر)

٣- پریتوی میترا خدای آفتاب (خدای بخشایندگی ونماینده صدق وکرامت واخلاق[پارسى  ها آنرا “مهر” یا خدای آفتاب خواندند .دقت درکلمه پیتار وماتار و شباهت زیاد آن با لفظ “پدر و مادر ” درفارسی  و نیز” father &mother ”   در انگلیسی می تواند حکایت از مبدأئیت یک نظام زبانی اولیه درقاره های مختلف داشته باشد که ناشی از مهاجرت آریایی ها به این سرزمینها بوده باشد].

خدایان مشهور دیگرعبارت بودند از

١- انیدرا (خدای باران وصاعقه).

٢- رودره (خدای ترس که مسبب مشکلات بود).

٣- یاما (خدای ارواح که برمردگان حکمرانی می کند).

٢٨٥

٤- آگنی (خدای آتش  ونور که از بین برنده ظلمت بود وکاشف اسرار و ظلمت ها که قبل از شروع مراسم او را می ستودند و سپس آتش می افروختند – این احترام با احترام زردشتیان به آتش قابل مقایسه بود).

٥- استعمال گیاهان خاص وساخت شراب ویژه مذهبی ونوشیدن آن درمراسم دینی  واحترام به آتش به عنوان امری مقدس از دیگر آداب این آئین بود[که این امر را می توان از مشترکات آئین” زردشتی”  و “ودائی”  دانست].

بخش های مختلف کتاب ” وداها ” عباتند از:

١- ریگ ودا:

      قطعات حمد وستایش شامل هزار سروده  که در قرن ٨ قبل از میلاد از حالت شفاهی به حالت کتبی درآمد و  درده جلد گرد آوری شده است

٢- سامه ودا:

 سروده های مخصوص مراسم نوشیدن شراب مقدس.

٣- یجور ودا:

منثوراتی  که موقع عبادت تلاوت می شد.

٤-آتره ودا:

 افسانه ها واوراد سحر و جادو که جهت دفع امراض و بلیات و رهائی از شر ارواح مؤذی و شریر و یا هم به منظور ضرر رساندن به دیگران خوانده می شد

بررسی:

      کتاب “وداها” حاصل تراوشات فکری روحانیون هندی وآریایی بوده است لذا کتاب دینی و مقدس شمردن آن منطقی نمی تواند باشد وحداقل با تلقی متدینین به ادیان الهی نظیر اسلام ،یهود ومسیح  سازگار نیست. فراموش نشود که منظور از دین مجموعه عقاید ،اعمال (گفتاری وانجامی )، واحساسات (فردی واجتماعی) است که حول مفهوم حقیقت غایی سامان یافته است و از سوی خداوند برای تصحیح و ارتقاء ارتباط بین او وبندگان  وایجاد زندگی سالم  ارسال شده است.

٢٨٦

برهمنیزم(هندوئیزم)

       دراواخر قرن ٧ قبل از میلاد به تدریج متونی تحت عنوان “برهمنه ” ها كه مجموعه  حجیمی از آثار مكتوب مشتمل  بر ادعیه و مقالات درباره ى هستی بود تدوین شد .این متون شامل ادعیه واوراد و ذكر  و آداب و تشریفات مراسم قربانی و.. نیز می شد و اشاراتی نیز به اندیشه “وحدت عالم وجود” در آن مشاهد می شد. نظریه خلقت واشاره به ذات خلاق عالم یعنی “برهما” دراین مجموعه  مطرح شد و از برهما به عنوان موجودی كه همه هستی درمقابل او خاضعند و مركز و حقیقت باطنی عالم تلقی می شود یاد شد وبدین ترتیب اساس مذهب “هندوئیزم” پایه گذاری شد و چنين آفريننده اى با خداى اديان ابراهيمى تقريباً يكسانى داشت.[جان بی ناس-ص ١٤٨].

      نزدیکی مذهب مذکور از نظر محتوا واصول فكری  با آئین های بعدی به گونه ای بود که به تدریج عبارت “هندوئیزم “در محاورات دین شناسانه ناظر بر دو معنا و دو اصطلاح گشت در معنای  عام خود شامل همه ادیان هندی میشود اما در معنای خاصش بر آئین برهمنیزم  اطلاق می شود. براهما  ایزد آفرینش در آئین هندو و در کنار ویشنو و شیوا، از ایزدان سه گانه ( تریمورتی) است. همسر براهما، ساراسواتی، ایزدبانوی دانش و شناخت است. بنا به باور هندوان، براهما را پنج دست و چهار سر بود که شیوا یکی از سرهای وی را برید. در شمال هند، او را با ریش سفید تصویر می کنند. بنا به باور هندوان، هر یک از دستهای براهما نمایانگر یک جهت جغرافیایی یا یک بخش از وداها است. در هند، پرستشگاه هایی هست که برای پرستش براهما بنیاد گشته اند؛ برجسته ترین این پرستشگاهها، پرستشگاه پوشکار در ایالت راجستان هند است[دانشنامه آزاد ویكی پدیا].

       به تدریج برهمنان به دنبال تفسیر دقیقتر مبدا هستی و تبیین فلسفی جهان رفتند كه حاصل آن پیدایش و رشد اندیشه وحدت در آثار آنان  شد كه آن را گاه “برهما” وگاه ” ایندرا” زمانی “میترا” وگاه “آگنی” خواندند. آئین برهمنی اولین

٢٨٧

گرایشات وحدت انگارانه از هستی را سرلوحه کار خود قرارداد واین از مهم ترین تفاوتهای آن با آئین ودائی محسوب می شود.

      در بُعد اجتماعی پادشاهان هند  درتعاملات نظامی خویش با کشورهای دیگر نیاز به ایجاد انگیزه ونیرو بخشی دینی درسربازان وشهروندان خود بودند واین باعث شد تا به تدریج طبقه روحانیون دینی (برهمن) مقام اجتماعی ویژه ای را صاحب شوند وبه تدریج این تقدس باعث شودآنها بالاترین طبقه اجتماعی محسوب گردند و درنظام طبقاتی هندوان (کاست) حائز برتری خاصی گردند. در نظام “كاست” طبقاتى مختلفى وجود دارد كه بايد در همان طبقه حفظ گردند و از جمله، طبقه ى پائين به نام نجس ها.

       کتاب “اوپانیشادها” بزرگترین متن عرفانی هندی ،کتاب دینی و مقدس آئین  “برهمنیزم “است که درطول ٤٠٠ سال(٤ تا ٨ ميلادى) نگاشته شد . اغلب مقالات “اوپانیشادها” مربوط به برهماست ، برهما موجودی است لاشیء و بلا حرکت و بدون احساس، ذاتی غیر مشخص که برای جهان همانند رحم است و عالم از آن زائیده می شود و سرانجام به او باز می گردد. این هویت فرد اصل الاصول و جوهر الجواهر تمام موجودات است [تاریخ جامع ادیان – ص ١٥٠].

       داراشکوه، پسر امپراتور مغولی هند، شاه جهان، برای نخستین بار “اوپانیشاد” را به زبان فارسی برگرداند؛ این ترجمه با نام سر اکبر شهرت یافت. در پیشگفتار کتاب، شاهزاده هندی، بیان نموده‌است که واژه کتاب المکنون در قرآن، اشاره به “اوپانیشاد”ها دارد. آشنایی غربیان با کتاب اوپانیشادها، نخستین بار، از راه همین ترجمه فارسی بود[دانشنامه اینترنتی ویكی پدیا-واژه اوپانیشادهاhttp://fa.wikipedia.org (link is external].

       دربخشی از این کتاب (ها) مطالبی آمده است که بخوبی تفکر وحدت گرائی”مونیسم” از آن قابل برداشت است:” همه اشیاء چه مادی و چه معنوی همه در دریای حقیقت وحدت مستغرقند و آن عالم مافوق عالم محسوسات است و غیر محدود و قائم به نفس است و نام این حقیقت “برهما” است. اوست که چون بدرخشد جرم افتاب تابان می شود او حاضر در جان ها ودرآتش است و موجود در آفتاب” در این

٢٨٨

کتاب از نفس انسان به “آتمن” یاد شده است و گاه مابین” آتمن” و”برهما” نوعی وحدت لحاظ شده است و همه نفوس مظاهر برهما  دانسته شده است و انتهای سلوک رسیدن به احساس وحدت با جهان دانسته شده است. [همان].

      در حقیقت انسان برای رهایی از چرخه سمساره و رنج زندگی، باید خود را بشناسد و خود او همانا خدای واحد یا برهمن است به همین دلیل این دو واژه در جای جای “اوپانیشاد” هابه جای یکدیگر استعمال شده است و گاه توصیفاتی که از برهمن شده است برای آتمن نیز بکار رفته است.[حمیدرضا مظاهری سیف -جریان شناسی انتقادی عرفانهای نوظهور-ص ١٢٥].

در بخشی از “اوپانیشادها” می خوانیم :

“آنکه  او در تنفس جای دارد… در سخن گفتن… دردیده… درگوش… درمغز… در پوست… در ادراک ، و با این همه خود غیر ازادراک است …اوست بینای نادیده و شنوای ناشنیده  و اندیشمندی که اندیشه را به کنه او راهی نیست و فهمیده ای که فهم را بر او دستی نیست و با این همه..او روان توست ،مراقب درونی وجاودانه “[همان-ص ١٥١].

و در جای دیگر آمده است: آن چه از همه لطیفتر و دقیق تر است همان جان جهان است كه عالم به آن قائم است و همان حق است و همان آتمن است و آن تویی” [جان بی ناس ص ١٥٢].

      برهمن در آئین “هندوئیسم” و سایر اشکال الوهیت در آئین های وحدت وجودی ،متشخص نیست بلکه “نیروی وجود” ی نامتشخص وبنیادینی است که در تمام موجودات وجود دارند. خدای این ادیان خالق نیست زیرا لازمه خالقیت تمایز با عالم است و این امر در آئین های وحدت وجودی مقبول نیست .[عقل و اعتقاد دینی، ص ١٠٩].

      از دیگر تعالیم این کتاب نظریه خلق دوره ای عالم است در پایان هر دوره ای از عالم (کالپا) همه ارواح از جانداران خارج و جهان به حالت سکون و سکوت و محو و نیستی و فنا (پرالایا) وارد می شود و سپس کالپای بعدی آغاز شده و دستگاه آفرینش از نوبه کار می افتد و دو باره ارواح در بدن ها جای می گیرد و اصناف و

٢٨٩

طبقات خلایق  (کاستها) شکل می گیرد و بدین ترتیب جهان ازلاً و ابداً همواره در حال تکرار است و نيز جهان از اين منظر قديم و ازلى است. .[تاریخ جامع ادیان-ص ١٥٤].

       متفكران و نویسندگان  “اوپه نیشادها” گام را از تبیین های فلسفی  فراتر نهادند و كار را به  تبیین های عرفانی از هستی و انسان  رساندند و سخن از وصول به مرحله فنا و اتحاد با روح جهانی به میان آوردند.

        ازآموزه های مهم  دیگر برهمنی مسئله تناسخ است  .”تناسخ ” یعنی انتقال روح از کالبدی به کالبد دیگری در همین دنیا. براسا س قانون سمساره یا تناسخ، روح آدمی یك سلسلسه توالد و تجدیدی حیات متوالی و پی در پی را طی می كند و پیاپی از عالمی به عالم دیگر در می آید كه در كسوت هرحیات دوره خود را طی كرده سرانجام در زمان مرگ بار دیگر به پیكری دیگر وارد می شود و این روند همچنان ادامه می یابد تا زمانی كه روح در مقامی جاودان در اعلاعلیین با برهما به اتحاد و فنای در او نائل شود و یا آنكه در اسفل السافلین به طور ابدی سرنگون شود.

    تناسخ ممكن است در بدن موجودات پست تر انجام شود و ممكن است شخص پس از مرگ به بدنی فراتر وارد شود مثلا روان فردی از طبقات دون دست جامعه ممكن است پس از مرگ در بدن یك راجه وارد شود و یا دربدن یك زنبور یا كرمی در آید یا در بدن ملعونی در جهنم. از دیگر آموزه های برهمنی ، نقش انحصاری عمل و کردار در سرنوشت انسان ها که همراه با قانون کرمه یا کارما سرنوشت انسان را تعیین می کند می باشد .آنها معتقدند که هیچ عاملی بر عاقبت انسان تاثیر ندارد نه استغفار نه دعانه شفاعت (از نقاط اختلاف با عرفان اسلامی) بلکه فقط  عمل است که وضعیت بعد از مرگ آدمی را رقم میزند و تعیین می کند که بدن بعدی چه بدنی باشد. این قانون مانند دیگر قوانین طبیعی عام و ثابت است  و هیچگونه قضاوت و داوری وجود نخواهد داشت زیرا وضعیت هرشخص نتیجه قهری و معلول علل و نتایج مقدماتی هستند كه رابطه بین آنها در عالم وجود جاویدان و ثابت است.

      آدمی در نتیجه انجام گناهان بسیار، در مرحله و بازگشت تبدیل به موجودی بیجان می شود و در نتیجه گناهان ناشی از گفتار در كالبد پرنده ای ظهور می كند و

٢٩٠

در نتیجه ى ارتكاب معاصی ناشی از مغز و اندیشه در طول سالیان دراز در طبقه ای پست تر تجدید حیات می كند … مرتكب قتل یك برهمن هزار مرتبه در پیكر عنكبوت ها وافعی ها و سوسمارها و جانوران موذی ظهور می یابد اشخاصی كه از آزار دیگران لذت میبرند به درندگان گوشتخوار بدل می شوند كسانی كه لقمه حرام و غذای ممنوع خورده باشند تبدیل به كرم ها می شوند دزدان و اشرار به موش صحرایی یا ببر تبدیل می شوند. برای دزدیدن یك اسب به ببر وبرای دزدیدن میوه به صورت میمون ظهور مجدد می كنند برای ربودن یك زن تبدیل به خرس و برای دزدیدن گاو تبدیل به بزمجه می شوند[جان بی ناس ص ١٥٦].

       تحیر و رنج آدمی که بر سرتاسر زندگی وی سایه افکنده و به گونه ای فلسفه حیات او محسوب می شود .روح هیچگاه نمی داند که به چه بدنی خواهد رفت و این تحیر رنج زیادی برای انسان فراهم می آورداین رنج آنقدر ادامه می یابد تا آدمی با جداشدن از خواهش ها و تمایلات نفسانی جدا شود و به رهایی واتصال به “آتمن” برسد (وحدت و فنا)  به این حالت “نیروانا” نیز گفته می شود و نيروانا در آئين بودا نيز وجود دارد و ظاهراً در آن آئين عبارت از فناى مطلق و نابودى كامل مى باشد.

       گرچه هندوئیزم در مبانی فلسفی و عرفانی خود برپایه یکتا گرایی(مونیسم) بنا شده است اما به دلیل  عوامل مختلف این وحدت گرایی درمرحله عمل و عبادات(شریعت) به ورطه شِرکی آشکار در غلطیده است به گونه ای که جامعه هندوان به مجموعه های متعددی از انسان ها بدل شده اند که هردسته ای از آنها پرستش یک با چند خدا را درکارنامه شخصیتی خود دارند. مشهورترین این خدایان که درتلقی هندوان تجلی خدای خدایان (برهما) هستند عبارتند از خدایان سه گانه که درزبان سانسکریت به “نریمورتی” مشهور هستند و از این قرارند:

١- برهما، خدای خدایان ،آفریدگار کل.

      هندوان برهما را به شکل پادشاهی نقش می کنند که چهار سر دارد و به خواندن “وداها” مشغول است و غالباً او را سوار برمرغابی سفید رنگی می نگارند که حکایت از علو مقام وی دارد.

٢- شیوا خدای مرگ ومهلک کل (والبته خدای حیات).

٢٩١

      در ادبیات هندی “رقص شیوا” نشانه جریان حیات و رمز سرعت دوران چرخابی مرگ و زندگی دانسته شده است .شیوا را همسر و همراهانی است که هریک به نوبه خود  که به طور مستقل و يا درضمن  مورد پرستش هندوان واقع می شوند . همسر او به نام “دورگا” مشهور است که  مادینه مقدس و مظهر امراض  وآلام و نیز خصم شیاطین دانسته شده است و از جمله همراهان وی “گنیشه” است خدایی با پیکر انسان و سر فیل که مظهر حیله و مكر و مظهر قدرت می باشد. دیگری “ناندی” خدایی است به شکل گاو سفید که محافظ احشام است و به یمن او گاو سفید در هند از احترام بسیاری برخوردار گشته است.

      پرستش زوجات شیوا در مرام هندوان از جایگاه ویژه ای برخوردار است و از آن تحت عنوان “شاکتی” به معنای نیروی انوثیت- یاد می شود وکم کم به شکل مذهب مستقلی با عنوان “شاکتیزم ” درآمد که در یکی از شاخه های مهم این مذهب گرایش خاصی به برخی از امور جسمانی نظیر خوردن گوشت، نوشیدن شراب و…که در سایر فرق هندی حرام شمرده شده است مشاهده می شود. در این شاخه ها مراسم عبادی با رقص زنان برهنه و مواقعه جنسی، خونخواری و نوشیدن شراب همراه است . شیوا را که بسیار مشهورتر از خدای کل (برهما) است خدایی می دانند که مسبب بلایا و بیماری ها وعذاب هاست و براى دفع آلام و بلايا باید برای او قربانی کرد و از آنجا که مرگ در آئین هندی مقدمه تجدید حیات و چرخش چرخ تناسخ است شیوا عامل و مسبب حیات نیز می باشد لذا نباید شیوا را شر و موذی پنداشت بلکه در عالم نبات و حيوان این شیواست که موجب زندگی مجدد است و لذا قوه رویش و نیروی جنسی را بدو منتسب می دانند و مظهر آن در حیات انسانی را اعضا جنسی و آلات تناسلی میدانند به همین دلیل اعضا تناسلی در هاله ای از تقدس به سر می برند و در خانه ها و معابد مورد پرستش قرار می گیرند تا آنجا که مجسمه ى آلت جنسی زنانه و مردانه تحت عنوان “لینگا” و”یونی”  در معابد هندوان با کمال خلوص مورد پرستش واقع می شود.

٢٩٢

ویشنو خدای زندگی و حافظ کل

       ویشنو نیز به عنوان خدای محافظ و منشأ خیرات و مظهر لطف و مهر و محبت  و خدای آفتاب جایگاه مهمی دراعتقادات هندوان دارد او از فراز آسمان مراقب مخلوقات است و هنگام روی داد حوادث خطرناک محافظ جان خوبان خواهد بود. همسر محبوب او “لکشمی” رب النوع زیبایی و جمال است. ویشنو را هبوطها و تجلیات دهگانه ای است  که تا کنون نه بار آن اتفاق افتاده – بار نهم در بودا ظاهر گشت – هریک از اشخاصی که مظهر او شده اند به عنوان “آواتار” نامیده می شوند و آخرین آن ها “کالکی” است  که همانند مسیح برای نجات عالم ظهور می کند او در حالی که شمشیری از آتش در دست دارد  وبرپشت اسبی سفیدسوار است برای اقامه حق و از بین بردن باطل قیام میکند. ازمیان آواتار ها دو تجلی از بقیه مشهورترند .این دو عبارتند از “راما” و”کریشنا” .این دو از محبوبیت بسیاری در هند برحوردارند و برای پرستش آنها معابد متعددی برپاست داستان های متعددی در باره ى عشقبازی های کریشنا در ادبیات هندی مسطور است که باعث شده است تا شباهت زیادی بین مذهب کریشنائیان  با آئین “تانتاریزم” و پرستش ایزد بانوان (شاکتیزم) ایحاد شود.

      در آغاز، این سه خدا همراه یکدیگر و مكمل هم شمرده می شدند اما به مرور ایام در نتیجه ى رقابت بین پیروان آنها در این عقیده تحولاتی روی داد و به سه خدا در عرض هم بدل شدند و باز به مرور در داستان ها و اساطیر هندی برای هریک از آنها زن و فرزندهایی تراشیده شد و برای هریک اشکال و احجامی ترسیم شد  وبدین ترتیب رگه های شرک در تمام عقاید و اعمال و عبادات هندوان تنیده شد. خدایان اصلی هندی به اضافه زن و فرزندانشان محموعه ى وسیعی از خدایان را پدید آورده است(چیزی حدود ٣٠ملیون خدا) به گونه ای که یکتا پرستی ویکتا محوری(مونیسم) برهمنیزم را حداقل در حیطه شریعت غیر قابل باور نموده است. عبادتگاه  و مکان های مقدسی که به این خدایان تعلق دارد نیز شامل هزاران معبد، رودخانه، کوه و

٢٩٣

حتی برخی از حیوانات مثل گاو و…می باشد که برای هریک نیز داستانی از تجلی این خدایان در ادبیات هندی نقل شده است

هند: سرزمین رودها

       در حیات هندو، رودخانه‌ها نقش بسیار مهمی‌ بازی می‌کنند. زیرا رودها برای هندوان مقدس هستند اما این تقدس و پرستش به معنی کفر ابتدایی و یا شرک آنان نیست، بلکه ریشه در فرهنگ و تمدن کهن تری دارد که پیرو احترام به طبیعت است، همانگونه که در نزد زرتشتیان باستان بوده است.

رودخانه‌های مقدس برای هندوان:

       ۱- گنگ: مقدس‌ترین رود هند است. الهه گانگا این رود را نگهبانی می‌کند. گنگ از هیمالیا سرچشمه می‌گیرد و از شهرهایی مثل بنارس، هردوار، الله آباد، وراندابن و[font=’Times New Roman’, serif]…[/font] می‌گذرد. بر طبق افسانه‌ها گنگ از پایویشنوVishnu (خدای نگهدارنده زندگی درزمین) جاری شده و پس از گذشتن از گیسوان شیوا Shiva(خدای فنا و نابودی) به زمین می‌رسد. هندوان معتقدند که غسل در گنگ، گناهان کبیره را می‌شوید و اصولاً غسل در رودهای مقدس به هنگام کسوف و خسوف واجب است. آنها همچنین خاکستر و استخوانهای نیم سوخته‌ی مردگان خود را با مراسمی ‌خاص در آب گنگ می‌ریزند.

۲- سند: دومین رود مقدس هندوان است و نام هندوستان نیز از همین رودخانه گرفته شده است. نام قدیم سند، سندو، بوده است و پارسيان باستان آن را هندو، نام نهادند و در اثر گذر زمان هندو به نامی ‌برای این سرزمین تبدیل شد و هندوستان یعنی “سرزمین رودها”. شاید جالب باشد بدانید که نام لاتین هند، یعنی ایندیا Indiaنیز از همین رود سند برداشته شده است.یونانیان باستان در زبان خود سند را ایندوسIndus می‌نامیدند و ایندیا با کمی ‌تغییر از ایندوس برداشته شده است. البته لازم به ذکر است که نام قدیم هند در زبان سانسکریت ”بهارات” (Bharat)می‌باشد. رود سند نیز ازهیمالیا سرچشمه می‌گیرد و به دریای عرب می‌ریزد.

٢٩٤

۳- برهماپوترا(Brahmaputra): از کوههای هیمالیا واقع در تبت سرچشمه می‌گیرد ورودخانه ای طوفانی است.

۴- جمنا (yamuna): از پنج آب (پنجاب) به سمت جنوب جاری می‌شود و دهلی را مشروب می‌کند و شکوه تاج محل در آگره را در آبهای خود منعکس می‌کند. جمنا با افسانه‌های مربوط به کریشنه وابسته است.

۵- سرسوتی(Saraswati): رودخانه ای مقدس که در دوران باستان، در کنار آن قربانی‌های ودایی انجام می‌دادند و عالمان ودایی در حوزه این رود زندگی می‌کردند. سرسوتی نام الهه علم و دانش است.

سایر رودهای مقدس هندوستان در جنوب هستند و شامل رودهای گوداوری، کاوری، نرمدا و تاپی می‌باشند.

گیاهان مقدس:

      درختان وگیاهان نیز به عنوان یکی از مظاهر طبیعت، مورد احترام هندوان هستند به طوریکه آنها پیش از قطع یک درخت او را ستایش کرده و عذرخواهی می‌کنند که این نوع احترام به طبیعت با فرهنگ سرخپوستان بسیار مشابهت دارد. مقدس ترین گیاه هند، انجیر مقدس (Pippala) است که نماینده ویشنو است. این درخت حتی مورداحترام بوداییان نیز هست زیرا معتقدند که بودا زمانیکه زیر سایه این درخت نشسته بود، به حقیقت دست یافت. از دیگر درختان مقدس می‌توان از درخت پنبه ابریشم نما، درخن تمالا، درخت ویلوا و درخت شمی ‌نام برد. گل‌ها نیزبسیار مورد توجه و علاقه هندوان هستند. آنها تقریبا در اکثر مراسم خود از گل به اشکال مختلف استفاده می‌کنند. گل سرخ چینی برای شیوا، گل سفید برای ویشنو، گل نیلوفر برای لکشمی(Laxmi) (الهه ثروت و خوشبختی)،گل زرد برای سرسوتی، گل انبه به خدای کام و گل نیلوفر سرخ برای خورشید، نمونه‌هایی از تقدیم گل به خدایان هستند.

کوه های مقدس:

       مقدس ترین کوه هندوستان هیمالیا است. (هیمالیا در لغت از دو جزء تشکیل شده است. یکی هیما-به معنی برف و سرما و دیگری لیا- به معنی خانه و انبار و

٢٩٥

هیمالیا در کل به معنی “خانه برف” است) هیماليا از این جهت مقدس است که در گذشته محل زندگی خدایان بوده است. در مقابل کوه های بلند هیمالیا در جنوب، چند رشته کوه و تپه نیز در جنوب هند وجود دارند که ویندهیا (Vindhia)نامیده می‌شوند. ویندهیادر زبان هندی به معنی کوه جنوبی می‌باشد و افسانه‌های زیادی در مورد این کوه وجود دارد.

نوشته‌های مقدس:

       مهمترین ومعتبرترین نوشته‌های مقدس هندوان که بین تمام فرق هندو مورد قبول است، عبارت است از: -کتب ودا (Veda) [font=’Times New Roman’, serif]–[/font] براهمن (Brahmana)[font=’Times New Roman’, serif]–[/font] آرنیک (Aranyaka) -اوپانیشاد (Upanishad)[font=’Times New Roman’, serif]–[/font] پوران (Purana) [font=’Times New Roman’, serif]–[/fo]راماینه (Ramayana) -مهابهارت (هند بزرگ) (Mahabharat) -آگم‌ها (Agamas)-پنج راتره (pancara tras) -تنتره (Tantras)

این نوشته‌هادر یک زمان فراهم نیامده و متعلق به ازمنه متوالی است

گانشا

       در مذهب هندوتمام کارها و اعمال مثل کارهای هنری، علمی، سنتی، سیاسی و اجتماعی، وسیله‌ای هستند برای رسیدن به رستگاری و به همین دلیل یک هندوی کامل، کارهای خود را با نیتی پاک و والا به درست‌ترین شکل ممکن انجام می‌دهد.

     رقص

       رقص نیز جزئی از آیین هندو است و جایگاه بسیار بالایی در فرهنگ آن دارد. زیرا رقص کاری مقدس است که از خدایان به انسان رسیده است. شیوا معتقد بوده است که تمامی‌ کائنات همواره در حال رقص جاودانه ای هستند و او این رقص را ایجاد کرد و خودش به انجام آن می‌پرداخت. رقص هندی که بسیاری ازحرکات یوگا را در خود دارد، فقط برای سرگرمی ‌یا تفریح نیست بلکه یک رقصنده با ایمان هنگام

٢٩٦

انجام این حرکات به حالت خلسه رفته و به آرامش دست می‌یابد. این رقص موجب نشاط و شادی روح وروان نیز می‌شود. رقص ها نیز انواع متنوع و مختلفی دارند.

      مذهب هندو دستوراتی خاص در مورد غذای هندوان دارد. هندوان معتقدند که افراط در غذا سبب تنبلی جسم و انحطاط فکر می‌شود. اغلب هندوان در تمام طول عمر خود، لب به گوشت قرمز نمی‌زنند وعده‌ای نیز فقط گوشت مرغ و جوجه یا ماهی مصرف می‌کنند. غذای هندوان غالباً شیر گاو و گاومیش و فراورده‌های شیر است اما شیر گاو زلئو و شتر را نمی‌خورند. برنج، جو، گندم، لوبیا، خردل، نارگیل، دانه‌های نباتی، انواع میوه و آجیل از غذاهای عمده هندوان است. همچنین مصرف سیر، پیاز، تربچه و قارچ برای هندوان و مخصوصا برهمن‌ها ممنوع است. اگرچه این قوانین، کمی‌ عجیب به نظر می‌رسد، اما نرم‌خویی و آرامش و قناعت مردم این سرزمین، ناشی از همین تغذیه است. اهمیت ندادن به خوراک و توجه به روح و روان، مهمترین دلیل پرورش عارفان و ریشیانRishi بزرگ در هند است.

     از دیگر معتقدات هندوییسم، تناسخ است. اعتقاد به تناسخ روح به این دلیل است که هندوان می‌گویند، انسان در طول یک عمر کوتاه، نمی‌تواند به رستگاری و شعور الهی دست یابد و برای همین هر کسی سلسله ای از چند زندگانی دارد و در هر زندگی بر حسب کارهای زندگی قبلی به قالبی در می‌آید، گاهی در قالب انسان و خدایان و گاهی در قالب حیوان و گیاه و آنقدر به این تناسخ ادامه می‌دهد تا به حقیقت مطلق الهی پی برده و رستگار شود. مذهب هندو، هم مذهبی ساده و ابتدایی است و هم مذهبی پیچیده و فلسفی است. بر همین اساس هر فردی از هر طبقه جامعه می‌تواند به آن بگرود و از آن استفاده کند. به همین دلیل نیز در جامعه هندو، هم عارفانی هستند که به مقصد عالی رسیده اند و هم عامیانی هستند که هنوز قدمی ‌در راه مذهب برنداشته اند.

      اخلاق اساسی هندوییسم، بر پایه طهارت، ضبط نفس، آزادی، راستی و بی آزاری است. بسیاری تصور می‌کنند که هندوییسم یعنی ریاضت، اما چنین نیست. هندوییسم از زهد و ریاضت طرفداری نمی‌کند و اصرار هم ندارد که پیروانش امیال نفسانی را به کلی سرکوب کنند. این تفکر مورد تایید پیروان مذاهب جینJain و بودا

٢٩٧

Buddha است اما هندوییسم برعکس، پیروانش را به ازدواج و تشکیل خانواده ترغیب می‌کند و یکی از مراحل برهمنی نیز ازدواج می‌باشد.

       در هر صورت هندوییسم مذهبی است که اگر عمیقاً به آن نگاه کنیم، دستورات خوب و اخلاقی در خود دارد و معتقد به افراط و تفریط در هیچ کاری نیست بلکه میانه روی را توصیه می‌کند. با این حال هر فرد هندو آزاد است که بر حسب توان و خواست خویش، از این مذهب بهره برداری کند. و سرانجام آنکه،هندوییسم می‌گوید، بشر ناآگاه است و نمی‌داند که ذات مطلق چگونه روح خود را در آفریدگان دمیده است. آغاز و پایان جهان، ماورای زمان است و زمان همانند پلی است میان ازل و ابد و چون انسان مادی، اسیر در حصار زمان و مکان است، نمی‌تواند از ازل و ابد آگاهی داشته باشد.

جمله ای زیبادر بهگودگیتا (Bhagavad

gita)هست که می‌گوید:”آغاز هستی مخفیو وسط آن آشکار و پایانش ناپیدا است.”.

ریشه نام هندو

      هندو برگرفته از نام رودخانه سند است که پارسيان قدیم به عنوان منطقه جغرافیایی سرزمین پهناور و تمدنی در اطراف رودخانه سند اطلاق می‌کردند این تمدن را موهنجودارو و هاراپا نیز نامیده‌اند. اسکیلاکس یک پارسى یونانی تبار که از طرف داریوش امپراتور پارسی مامور پیمودن رود سند بود نام هندوس را در نوشته‌های خود بکار برده است. اما بعدها در دوره اسلامی نام هندو علاوه بر جغرافیا به مذهب مردم این منطقه نیز گفته شد و بعدها خود هندوها نیز خود را هندو نامیدندو هندو نام رسمی آئين و یا مذهب و یا دین شد.. هشتاد درصد از جمعیت[font=’Times New Roman’, serif]٫[/for]۲ میلیاردی هندوستان پیرو آیین هندو هستند و حدود ۳۰ میلیون نفر دیگر از پیروان هندوئیسم نیز در دیگر کشورهازندگی می‌کنند.

٢٩٨

تفاوت هندویزم و هندوتوا با دین هند

      بعضی افراد بین هندوئزم (هندوتوا) و تبلیغ دین هندو تفاوت قائل شده‌اند. هندوتوا تبلیغ فرهنگ هندی است که مذهب هندو فقط یک جزء یا پاره آن است. هندوتوا دربرگیرنده مجموعه زیادی از آداب و رسوم هندی نیز هست که ممکن است مربوط به مذهب نباشد. برخلاف سایر ادیان جهانی، هندوئیسم را نمی‌توان برپایه یک اقتدار یا جزم‌باوری اصلی ریشه‌گرفته از یک موجودیت روحانی یا یک کتاب مقدس تعریف کرد. هندوان مفهوم یکتاپرستانه “خدای خدایان” را می‌شناسند، و اغلب هنگامی که از خدا سخن می‌گویند به یک رب‌النوع خاص هندو اشاره دارند، اما هندوئیسم، متضمن چندخداپرستی و فرقه‌گرایی است؛ بنابراین، هندوان با اعتراف ضمنی به محدودیت دانسته‌های انسان، توافق کرده‌اند که درباره اصول عقاید توافق نداشته باشند. در نتیجه هندوئیسم بیشتر بر کردار تاکید دارد تا بر عقیده؛ و زیربنای اخلاقی آن تکثّری تقریباً نامحدود دارد.

برای دستیابی به آرمان‌های هندوگرایی، افراد می‌توانند رویکردهای گوناگونی را پیشه کنند. از آنجا که باورهای کهن و نو در هندوگرایی در کنار هم جریان دارند، باورها و رویکردهای هندوها گاه متناقض به نظر می‌آیند. هندوئیسم با نداشتن یک نظام عقیدتی یکپارچه و یک کتاب مقدس به عنوان هسته اصلی، توجهی به تقسیم جهان به مؤمن و غیر مومن ندارد. هندوئیسم همانقدر که یک دین است، یک شیوه زندگی نیز هست. هندوان در یافتن راهی که باید در پیش گیرند از آزادی زیادی برخودارند، اگر چه آنان برای تشخیص آنکه در موقعیتی خاص، کردار درست و درخور کدام است، همواره با نگرانی‌هایی روبرو هستند، اما این دین انعطاف زیادی از خود نشان می‌دهد.

این امر باعث شده که در طول زمان و در جوامع گوناگون هندو در سراسر جهان با تنوعی بعضاً گیج‌کننده در باورها و کردارها روبرو شویم.

این آیین تغییریافته[font=’Times New Roman’, serif]ٔ[/font] آیین ودایی هند است. دین آریایی‌های مهاجر به هند که متون آن اشتراکات بسیاری با اوستای

٢٩٩

زردشت دارد. باورهای اقوام بومی هند، مانند تمدن دره[font=’Times New Roman’, serif]ٔ[/font] موهنجودارو، در خدایانی مانند رودره تجلی یافت که در دوران بعد در قالب خدایان اصلی آیین هندو متجلی شد.

باورها

       اصول دین هندو عبارت است از اعتقاد و احترام به کتاب‌های باستانی و سنت‌های دینی برهمنان و پرستش خدایانی که به ظهور آنها در دوره‌های کهن باور دارند. عدم اعتقاد به بهشت و جهنم که در ادیان ابراهیمی توصیف شده است. اعتقاد به زایش مکرر یا وازایش (تناسخ) به معنی اینکه هر انسانی بعد از مرگ مجدداً در شکل دیگری متولد می‌شود. بخش عمده ” هندو توا” بر پایه فرهنگ و سنت به یادگار مانده از پیشینیان است؛ و رعایت مقررات طبقات اجتماعی در معاشرت و ازدواج، همچنین احترام به موجودات زنده، به‌ویژه گاو، به عنوان نماد حاصلخیزی زمین، از اصول آن دین است. لفظ «اُم» به معنای آمین برای هندوان بسیار تقدس دارد و از سویی اسم اعظم الهی به شمار می‌رود و از این نظر به اسم اعظم یهوه در دین یهود شباهت دارد. وجود گوناگونی زیاد میان شاخه‌های هندوگرایی و پیروان آن، چند باور اولیه در همه آن‌ها مشترک است. این باورهای اولیه عبارتند از باززایی (دوباره زاده شدن- تناسخ)، امکان رهایی از باززایی توسط رستگاری؛ و باور به قوانین کارما (هر چه بکاری همان بدرَوی) و دارما (نظم ذاتی و درونی اشیاء و پدیده‌ها). روش زندگی هندوها پیرامون این مفاهیم شکل می‌گیرد.

       به باور هندوها، یک روح واحد کیهانی به نام برهمن وجود دارد. هر موجود زنده یک روح ذاتی (آتمان) و خدایی دارد که با برهمن یکی است. از آن‌جا که موجودات زنده این را درک نمی‌کنند و فریب این تصاویر ناماندگار جهان ظاهری را می‌خورند روح‌های ذاتی افراد در تله بدن‌ها گیر افتاده و نمی‌تواند به برهمن بپیوندد. تنها زمانی که فرد این یگانگی ارواح را کاملاً درک کرد، آتمان می‌تواند از چرخه زایش دوباره و قانون کارما بگریزد و به برهمن جاویدان بپیوندد. در آئین هندو،برهمن به ٢ صورت تعریف می‌شود: نیرگونا برهمن(Nirguna) و سگونا برهمن(saguna). نیرگونا

٣٠٠

برهمن اصلی را بازگو می‌کند که برهمن را بالاتر از حس بشری و سخن و کلمه میداند و بیان می‌دارد که روح واحد جهانی غیرقابل توصیف است. اما سگونا برهمن سعی در شناساندن برهمن با صفات قابل لمس دارد. اصل سگونا برهمن، برهمن را به شکل خدایان مختلف قابل پرستش میداند. دین برهمایی دارای سه خداى مرد با نام‌های: برهما، ویشنو و شیوا است. خدایان زن آئین هندو شامل پارواتی، دوی، و لاکشمی می‌باشد.

       درهندوئیسم، یوگا، پارسایی صوفی‌وار، مراقبه و پرستش ایزدان به عنوان راه‌های گریختن از باززایی دانسته می‌شوند. آئین هندو در قدیم دین برهمایی خوانده می‌شد که به برهما، خدای هندوان اشاره می‌کرد و امروزه پیروان این آئین را هندو می‌نامند که نام درستی نمی‌باشد. شهر مذهبی برهماییان بنارس می‌باشد. مهمترین نوشتار در این دین وداها و اوپانیشادها می‌باشند.

      در هندوئیسم آفریننده و آفریده یکی هستند و دو روی یک سکه‌اند. “دارما” را می‌توان به دین، قانون، تکلیف، عدالت و بسیاری مفاهیم دیگر ترجمه کرد اما درواقع شامل همه این مفاهیم می‌گردد. “دارما” به عنوان تکلیف، وظیفه ى منظم فرد است که در هر شرایطی به نحوی عمل کند که عدالت تحقق یابد. یعنی به شکل مقتضی و مناسب عمل کند.

       هیچ چهره[font=’Times New Roman’, serif]ٔ[/font] مقتدری را نمی‌توان در میان هندوان سراغ گرفت که مدعی آن باشد که مبیّن حقیقت مطلق، انحصار قوانین نافذ و الگویی با کاربرد جهانی باشد. هندوئیسم شکل تکامل یافته جانمند باوری (آنیمیسم – زندگى در قالب هاى مختلف – تناسخ)) است و به همین دلیل بنیانگذار آن شناخته شده نیست. این آیین گونه‌ای فرهنگ، آداب و سنن اجتماعی است که با پاکسازی نفس و ریاضت همراه شده و در تمدن و حیات فردی و جمعی مردم هندوستان نقش بزرگی داشته‌است.

٣٠١

پیشینه

      ریشه‌ ى هندوگرایی به دوران نوسنگی و دوره هاراپی (۵۵۰۰ تا ۲۶۰۰ سال پیش از میلاد) بازمی‌گردد. مردمان باستان در سراسر جهان باورهای شَمَنی داشتند و هندواروپاییان نیز از این قاعده جدا نبودند. شمن‌باوری شاخه آریایی در هند خود را به صورت باورهای “تانترا” نشان داد و “تانترا”ها از سرچشمه‌های آیین هندوئیسم به شمار می‌آیند. این باورهای نخستین بعدها در میان آریاییان (ساكنان سرزمين آريا) اشکال نوین‌تری به خود گرفته و سنتی را پدید آوردند که سنت وِدایی نامیده می‌شود و این سنت در نوشته‌هایی به نام “وداها” تبلور یافته است.

       هندیان باستان گوشت گاو می‌خوردند اما به مرور زمان در سنت ودایی خوردن گوشت گاو به عنوان نماد حاصلخیزی زمین، گناه به‌ شمار آمد. با گذر زمان باور به جهان آخرت و سپس باور به زایش دوباره (تناسخ) نیز وارد چارچوب عقیدتی هندوها شد. درپی آن هندوها به این معتقد شدند که ما انسان‌های روی زمین، روان‌های بیدارنشده و ناآگاهی هستیم که در چرخه‌ای دردناک از زایش و مرگ گرفتار آمده‌ایم و راه رهایی از این چرخه و رسیدن به رستگاری این است که با مراقبه (درون‌پویی) و انضباط شخصی برای برون‌ جستن از این چرخه به اندازه کافی امتیاز جمع کنیم.

     آداب و رسوم پیچیده و طولانی روحانیون (برَهمَن‌ها) و فاصله گرفتن آن‌ها از مردم، و هم‌ چنین نظام طبقاتی سخت در جامعه هند (وجود کاست‌ها) باعث پدید آمدن جنبش‌های اعتراضی مذهبی در هند در سده ششم پیش از میلاد شد؛ بوداگرایی و جایین‌باوری (باور به خوش حالى) دو جنبش مهم اعتراضی علیه هندوئیسم بودند که در این دوره پدید آمدند.

       سده‌ها بعد، باایجاد پادشاهی موریا، و گرویدن شاه آشوکا به بوداگرایی، هندوها که چیرگی آیین بودا را تهدیدی برای کیش خود یافتند، ناچار به تجدید ساختار در هندوئیسم شدند و برخی باورهای بودایی هم‌چون مفهوم کارما (امتیازهای کردار نیک) و قابل انتقال بودن کارما به زندگی‌های بعد هر فرد را وارد نظام عقیدتی هندوئیسم کردند. هم‌چنین به منظور قابل دسترس‌تر کردن دین هندو برای عموم،

٣٠٢

روحانیون هندو مسئله پرستش ایزدهای شخصی برای هر فرد مومن را مطرح کردند و بدین‌طریق نقش ایزدهای ویشنو، شیوا، کریشنا و راما برجسته شد و نقش ایزدهای اصلی دوره ودایی ازجمله ایندرا کاهش یافت.

      در اواخر سده ى هشتم میلادی، فیلسوفی به نام شانکارا این موضوع را مطرح کرد که براهما و آتمان (ذات نفس) هر دو در اساس یکی هستند و ایزدان شخصی مورد پرستش هندوها نمودهای ناقصی از یک براهمای برتر است که “بی‌چون” است و با صفاتی که می‌شناسیم قابل تشخیص نیست. بعدها داستان‌های حماسی “مهاباراتا” و به‌ویژه ۱۸”” گفتار از آن به نام باگاوادگیتا در میان هندوان به عنوان متون مقدس محترم داشته‌شد. در “باگادوادگیتا”، ایزد کریشنا به جنگاوری به نام “آرجونا” در مورد حقیقت آموزش می‌دهد. با گذر زمان طالع ‌بینی از طریق اخترشماری نیز از سنت‌های رایج و مهم در میان هندوها شد.

      با ورود اسلام به هند در زمان غزنویان، تصوف اسلامی نیز بر هندوئیسم تاثیرگذار شد و یکتاپرستی اسلام نیز گرایش‌های یکتاباوری در هندوئیسم را پررنگ‌تر کرد. ورود اسلام هم‌چنین باعث جبهه گرفتن هندوها و تقویت باورهای دینی آن‌ها در جامعه شد. در میان سده‌های نهم و هیجدهم میلادی، جنبش‌های موسوم به “باکتی” دست به تجدید حیات هندوگرایی زدند و با فاصله گرفتن از آموزه‌های خشک “شانکارا” تمرکز هندوئیسم را بیشتر بر ارتباط قلبی مومن با ایزدها از طریق ایثار، تسلیم و وقف کردن توان و زمان، قرار دادند. ازسده نوزدهم به این‌سو هندوها بر جامعه مجزایی که نسبت به دیگر ادیان پیرامون خود دارند واقف‌تر شدند و به تعاریف مشخص‌تری از دین و جامعه خود را روی آوردند.

خدایان (شخصیت‌های مقدس):

      هندوان به عده ى بی‌شماری از ایزدان آسمانی و زمینی با نام‌ها و صفات غریب معتقدند و به آنها کرنش می‌کنند و در واقع به تعدد خدايان ايمان دارند. هرچند خداى بزرگ را كه از همه والاتر است، قبول دارند و برای هر یک بتخانه‌های با شکوهی می‌سازند. این ایزدان با هم خویشاوندی سببی و نسبی دارند و ویژگی‌های جسمی و

٣٠٣

روحی هر یک به تفصیل و با ذکر جزئیات در کتب مقدس و فرهنگ دینی هندوان آمده‌است. باور به جلوه‌گری خدایان به شکل انسان و حیوان در ادوار مختلف، نیز بسیار جلب نظر می‌کند دسته‌بندی خدایان در ارتباط با طبقات اجتماعی نیز مرسوم است.

       هندوئيسم، آييني است كه امروزه بر بيشتر سرزمين هند حاكم است و بيشترينه مردم آن دياربدان اعتقاد دارند، به گونه‌اى كه بيش از هشتصد ميليون نفر بدان گرايش دارند. يكي از اساسى ‌ترين بخش‌هاى اين آيين در ناحيه اعتقادات، نگاه اين عده به حقيقت غايى و امر الوهى است. اين آيين در دوران‌هاي مختلف خود، نگرش‌هاى گوناگونى به اين مهم داشته است. در دوراني طبيعت‌پرستي بر اين آيين حاكم بود و در زماني ديگر، شرك و در زماني ديگر، تا حدّي نگاه‌هاي پنتئيستي.

      (روح عالم) پهناور و آسمانى است و صورت آن غير قابل تصور است، دقيق‌تر از دقيق است و همى درخشد. دورتر از دور است و در عين حال، نزديك و در دسترس است. حتي در اينجا، در ميان كسانى كه درمى ‌يابند، در مكان نهان (يعني قلب) حاضر است. نه او را با ديدن توان يافت و نه با گفتار و نه با حواس ديگر يا رياضت يا عمل. اگر طبيعت شخص با صفايش معرفت تهذيب گردد از آن طريق كه توأم با تفكر باشد، مى ‌توان او را، كه اجزا و اعضا ندارد، دريافت. (اين گونه نگرش آئين هندو به روح عالم، با خدا در اديان ابراهيمى، شباهت هاى تام دارد).

      “براهما” یا همان آفریننده، ویشنو، پاسدار و نگاهبان، و شیوا، نابودکننده کائنات، تثلیث آیین هندو را تشکیل می‌دهند. يعنى در آئين هندو يك آفريننده ى همه چيز به نام “براهما” و يك نگاه دارنده به نام “ويشنو” و يك نابود كننده به نام “شيوا” وجود دارد كه بر كل جهان حكومت مى كنند. از نظر هندوان، بداهما داراى همسر است و همسر براهما، ساراسواتی، ایزدبانوی دانش و هنر است. همسر شیوا، پارواتی، ایزدبانوی نیرو و توان است. لاکشمی نیز الهه ثروت است؛ و آدمی به هر سه اینها، دانش و قدرت و ثروت، نیاز دارد.

       هندوان بر این باورند که این پزشکان آسمانی برای انسان تندرستی، نیکبختی و دارایی به ارمغان می‌آورند. يك بت زشت روى به نام “كالى” نيز در آئين هندو وجود

٣٠٤

دارد و پرستندگان بت مؤنث زشت‌روی “کالی” به معنای سیاه معتقدند هدایای ویژه این بت را باید از طریق راهزنی به دست آورد و تقدیم بتخانه کرد. البته معمولاً بتان را بسیار زیبا می‌سازند تا آنجا که بت در شعر فارسی کنایه از محبوب زیبا است.

        بعضی دیگر ازمحققان این طور می گویند که: شاید با شنیدن نام خدایان، این تصور پیش آید که هندوان بت‌پرست هستند و از وجود خدای یکتا بی‌خبرند. اگرچه هندوان در ظاهر بت می‌پرستند اما حقیقت این است که دانایان، حکیمان و هندوان با سواد، خدای یکتا را می‌پرستند و معتقدند که ذات مطلق الهی یگانه است ولی قشر فقیر و کم سواد هندوستان تا حدود زیادی به همان مظهر مادی توجه دارند و آن را می‌پرستند. هندوان معتقدند که این خدایان، مظاهر گوناگون همان خدای یکتا هستند در این باره در ریگ ودا (یکی از چهار ودای موجود) آمده است:”بر هر ثابت و جنبنده و نیز بر هر آنچه را ه می‌رود وبر هر آنچه می‌پرد و بر تمام این آفرینش رنگارنگ، تنها یک خدا فرمانروایی می‌کند.” در واقع بایدگفت که حقیقت یکی بیشتر نیست اما به نام ها و شیوه‌های گوناگون توصیف می‌شود.

      آفریدگار (يا خدا) دراین آیین، برهما (Brahma) نامیده می‌شود که مظهرآفرینش است. سایر خدایان مهم هندو عبارتند از:

١- ویشنو Vishnu(خدای مظهر بقا و زندگی روی زمین)

٢- شیوا Shiva (خدای فنا و نابودکننده و وحشت آور اما نام او درسنسکریت به معنی مهربان نیز هست.)

٣- سرسوتیSaraswati (الهه ی علم و دانش و همسر برهما. سرسوتی دختر شیوااز همسرش پاروتی است)

٤- لکشمی  (الهه ی ثروت و خوشبختی و همسر ویشنو. و خواهرسرسوتی)

٥- شکتی Shakti (الهه قهر و نابودی و همسر شیوا)

٦- گانشا Gnesha (خدای علم و دانایی که سری همچون سر فیل دارد و پسرشیوا است. )

٧- کالی Kali (الهه مرگ)

٣٠٥

٨ – رام چندر Ram chandar(رام ماه مانند که یکی از مظاهر ویشنو روی زمین است.)

 -کریشنه Krishna(هشتمین مظهر ویشنو است.)

٩- اندرا Indra (خدای باستانی اقوام آریایی که خدای رعد و برق است)

١٠- اگنی Agni (خدای آتش و تجسم آتش مقدس است. ِاگنی از دیر باز توسط آریاییان باستان پرستش می‌شده است و هنوز هم آثار تقدس آتش میان هندیان و زرتشتیان وجود دارد. اگرچه زرتشتیان آتش‌پرست نیستند اما تقدس آتش متعلق به فرهنگ پیش از زرتشت است و تاکنون نیز باقی مانده است.)

١١- گرودهGaruda (رئیس پرندگان که نیمی‌ از بدنش انسان و نیم دیگرپرنده است و مرکب ویشنو است.)

١٢- خورشید Suryaو ماهSoma و بسیاری خدایان دیگر.

شهرهای مقدس:

       شهرهای مقدس وزیارتگاههای هندو عبارتنداز:

۱-اجودهیا یاآیودیا (Ayodhya): این شهر در شمال هندواقع است و بنابر داستانهای هندو، این شهر پایتخت سلاطین سلسله ماه و از آن جمله رام چندر بوده است.

۲-اوانتی (Avanti): از شهرهای قدیمی‌هند است و امروزه اوجین(Ujjayina) نامیده می‌شود. گویند کریشنه در این شهر بزرگ شده است.

۳-گایا (Gaya): شهر گایا واقع در ایالت بیهار در شمال هند است.

۴- کاشی (Kashi): مقدس ترین شهر هندوان است. نام قدیم آن “بنارس”است و پس از آن کاشی و بعد هم وارانسی نامیده شده است. شهر بنارس در ساحل شمالی رود گنگ احداث شده است.

۵-کانچی (Kanchi): این شهر در نزدیکی چنای یا مدرس قرار دارد.

۶- متهورا (Mathura):نام یک شهر قدیمی ‌است که اکنون شهر جدیدی روی آنساخته شده است. بنابر روایات هندو این شهر زادگاه کریشنه است. شهر متهورا

٣٠٦

در کنار رودخانه مقدس جمنا در شهر آگره واقع شده است و هر سال هنگام عید هولی زایران کثیری به این شهر می‌روند.

۷-دوارکا (Dvaraka):این شهر در ساحل رود “کاتهیاور” است و گویند که پایتخت کریشته بوده است.

۸-هردوار: این شهر در مجاورت رود گنگ است. و در آن کشتن حیوانات و حشرات ممنوع است و حتی خوردن تخم مرغ هم ممنوع است.

۹-پوشکر (Pushkar): نام این شهر به معنی نیلوفر آبی است و در ایالت راجستان قرار دارد.

روزهای مقدس(اعیاد):

       در آیین هندو روزهای مقدس بسیار زیاد است و به مناسبت هر روز جشن مخصوصی بر پا می‌شود. این جشن‌ها به منظور نزدیکی به معبود از طریق ستایش و شادی و امید است و سبب پاک شدن گناهان می‌شود. چند عید مهم عبارت اند از:

١– دیوالی Diwali: جشن سال نو در شمال و غرب هند.

٢- ویشو Vishu:جشن سال نو در ایالت کرالا در جنوب.

٣- عید هولی Holi: جشن رنگ که مردم پودرهای رنگی و آبهای رنگی به یکدیگر می‌پاشند.

٤- دورگا پوجا Durgapuja: جشن پیروزی رام بر دیو پلید راونا که شرح آن در “راماینه” آمده است.

٥- جانم شتامی Janmashtami: جشن تولد کریشنه.

٦- گانش چاتورتهیGanesh chatuthi: جشن ستایش گانشا.

٧- ماها شیوراتریMahaShivratri: جشن ستایش شیوا.

هر یک از این جشن‌ها دارای چندین افسانه و داستان هستند که هر کدام در نوع خود شنیدنی است.

٣٠٧


اشتراک گذاري با دوستان :

نظر توسط حساب فيسبوکي شما

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *