غریب دختر دایکندی

به مناسبت خود كشى زهرا خاورى با اصلاحات دوباره منتشر و باز نشر شد 

غريب دختر دايكندى

به من بگوى چه ديدى كه خودكشى كردى؟

چه طعنه ها بشنيدى كه خودكشى كردى؟

غريب دختر دايكندى آمدى كابل چرا تو مرگ،

گزيدى كه خودكشى كردى؟

كدام ظالم بى رحم، آرزويت كُشت

دگر اميد نديدى كه خودكشى كردى

نبودى دختر يك زورمند پول پرست

تو زهر فقر چشيدى كه خودكشى كردى

تو را تعصب استاد رهنمايت كشت

از او چه رنج كشيدى كه خودكشى كردى

گمانم آنكه پس پرده چيزى ديگر بود

از آنچه خواست رميدى كه خودكشى كردى

چقدر سخت بود رشته ى بريدن جان

ز بار درد خميدى كه خودكشى كردى؟

ببست راه ترا سوى كامياب شدن

چو بر هدف نرسيدى كه خودكشى كردى

براى روح تو پاتخت شهر غربت بود

تو اى غريبه چه ديدى كه خودكشى كردى؟

به آرزوى چميدن سوى چمن رفتى

درين چمن نچميدى كه خودكشى كردى

خداى داند و قلب پر از مرارت تو

چه رنج ها بكشيدى كه خودكشى كردى؟

چو آهو برّه ى معصوم در علفزاران

ز سبزه اى نچريدى كه خودكشى كردى

به سان جوجه ى گنجشك سوى باغ و درخت

كمى ز لانه پريدى كه خودكشى كردى

تو دخترك همه را در غمت فرو بردى

ندانم آنكه چه ديدى كه خودكشى كردى

جاوید، کابل، ۳۰ عقرب ۱۳۹۶


اشتراک گذاري با دوستان :

نظر توسط حساب فيسبوکي شما

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *